|
» باران
» سه راهی شهادت
<%EntryCommentCount%>
» راه عشق » راه مولا » من پی رد نگاه شهدا می گردم » زنده های افقی » شلمچه سرزمین مردان خدا » دل+نامه » پلاک،شهادت » شرهانی » معراج شقایق » دفتر جنگ » خدای خوب من » صاحبدلان(ادبی) » رهایم مکن » اخبار دفاع مقدس » گمگشته راز » شهدا شرمنده ایم » خاکریز سبز » کربلایی 135 » مهدويت » يا زهرا مدد » هلتها تو راميخوانندمرتضي » نسل حضور » استاذنا(ايت الله حاج شيخ جواد مروي) » بي قرارمادر مظلومم » كليپ هاي موبايل مبارز » منهاج 72 |
سخنان علمدار روایتگری شهید حاج عبدالله ضابط
شهيد به مثابه عطري است که در ان را باز کرده اند،بوي آن مي پيچد وهمه جا را معطر مي کند .تورا فرا ميخواند ووقتي به سوي او مي روي ،زمين گيرت مي کند . طلائيه اگر رفته باشي مي داني، پاها التماس مي کنند بنشين.گرد و غبار وقتي روي لباست مي نشيند ،بوي عطر در مشامت مي پيچد و تازه مي فهمي که آسمانگير شده اي.به محض اينکه روي خاک زانو زدي،اولين درس از رشته عشق را مي آموزي.صورتت که خاکي ميشود ،آنچه آموختي با جانت در مي آميزد. اين همان خاکي ايست که نيمه هاي شب از اشک شهيد گل شده است .صداي باد، ناله هاي دلش را درگوشت مي پيچاند.ودرس را مرور مي کني؛هرچه ادب و تواضعت بيشتر باشد در آستان دوست محبوب تر خواهي شد .دستهايت نا خوداگاه به سوي آسمان بلند مي شود.پرده ي دل مي لرزد ،اشک فرو مي ريزد و مي گويي؛اي رئوف مهربان حي قدير،جان زهرا و علي دستم بگير . واو درس دوم را به تو آموخته است ؛تمنا. هنوز دستها را پائين نياورده اي که غوغا مي شود .بطن آسمان به لرزه در مي آيد .گرد و غبار بلند مي شود .صاعقه اي مي زند دلت آرام مي گيرد و تازه مي فهمي آنکه تورا فراخوانده و ضمانتت را کرده است چه منزلتي در اين آستان دارد .حالا ديگر بوي عطر تمام فضاي دلت را تسخير کرده است . آرامش غريبي را حس مي کني که تا آن زمن نيافته بودي.گويي با دلت تنهاي تنها شده اي و باد هر چه غريبه بوده را با خود برده .چقدر خودت را آشنا مي يابي .لذت اين حس در وجودت پيچيده که ناگهان ياد آوري خاطره اي که آنرا راوي در کنار اروند برايت گفته احساست را در هم مي پيچد(در روايت داريم که هر کس که در آب شهيد شود ،اجر دو شهيد را دارد يک بار براي يکي از دوستان غواصم اين روايت را تعريف کردم .گفت راست مي گويي،از فرط ترسي که جنگِ در آب دارد.آن هم شب،در آب اروند خروشان،زير آتش سنگين که بالاي سرت مي ريزد.شب عمليات والفجر هشت معناي اين جمله را يافتم که هر کس که ميخواهد به امام زمانش برسد ،بايد خودش را به آ ب و آتش بزند و در آن شب هم آب بود و هم آتش) و درس سوم را مي آموزي؛مجاهدت.بايد صداقتت را اثبات کني و اين کار سختي است خيلي بايد خودت را آماده کني.ابتلا لازمه عشق است و خطر شرط عاشقي .اما نترس .آنکه تو را به آغاز اين راه خوانده ،مي تواند به پايان اين مسير نيز برساندت. آنکه در آن عالم برايش حکم شفاعت زده اند ،سهل است در اين دنيا که نگاهش حکم مسيحا کند. نوشته شده در يكشنبه 22 شهريور 1388 ساعت 16:08 توسط باران + | موضوع: کلي | نظرات (0) | ارسال به دوستان |
|