|
» باران
» سه راهی شهادت
<%EntryCommentCount%>
» راه عشق » راه مولا » من پی رد نگاه شهدا می گردم » زنده های افقی » شلمچه سرزمین مردان خدا » دل+نامه » پلاک،شهادت » شرهانی » معراج شقایق » دفتر جنگ » خدای خوب من » صاحبدلان(ادبی) » رهایم مکن » اخبار دفاع مقدس » گمگشته راز » شهدا شرمنده ایم » خاکریز سبز » کربلایی 135 » مهدويت » يا زهرا مدد » هلتها تو راميخوانندمرتضي » نسل حضور » استاذنا(ايت الله حاج شيخ جواد مروي) » بي قرارمادر مظلومم » كليپ هاي موبايل مبارز » منهاج 72 |
!باز، پر ... چلچله، پر ... قوچ و قو و كفتر، پر ... باز در بازي پر ...هرکه، كه دارد پر، پر! ... شهرمان خاك شده ... خرمنمان خاكستر ... نخل، پر ... مزرعه، پر ... روح شقايق، پرپر! ... گفت بابا دم در وقت سفر بر مادر: ... جز حديث سفر و آتش و خون ... هر حديث دگر و هر سخن ديگر، پر! ... رود، پر ... بازي، پر ... وقت رفتن شده و زورق من سنگين است ... ميروم بار به دريا فكنم، لنگر، پر! ... صد نفر، نخل شده بي سر و صد تن مانده ... باغ، اسطوره شده، هرکه، كه دارد سر، پر! ... بچهها باز بر اين نقطه گذاريد انگشت: ... عشق، پر. عاطفه، پر. هر كه بسيجيتر پر ... پدر! گفتي که در آغوش خطر میمانی /چون عاشق راه در سفر میمانی/ گفتی سفری هست نگفتنی اما/ یک عمر تو مفقود الاثر میمانی.../ نوشته شده در پنجشنبه 21 آبان 1388 ساعت 19:03 توسط باران + | موضوع: کلي | نظرات (0) | ارسال به دوستان |
|