|
» باران
» سه راهی شهادت
<%EntryCommentCount%>
» راه عشق » راه مولا » من پی رد نگاه شهدا می گردم » زنده های افقی » شلمچه سرزمین مردان خدا » دل+نامه » پلاک،شهادت » شرهانی » معراج شقایق » دفتر جنگ » خدای خوب من » صاحبدلان(ادبی) » رهایم مکن » اخبار دفاع مقدس » گمگشته راز » شهدا شرمنده ایم » خاکریز سبز » کربلایی 135 » مهدويت » يا زهرا مدد » هلتها تو راميخوانندمرتضي » نسل حضور » استاذنا(ايت الله حاج شيخ جواد مروي) » بي قرارمادر مظلومم » كليپ هاي موبايل مبارز » منهاج 72 |
چه روزها شب و شبان سپیده شد،نیامدی و انتــــــظار قامتش خمیده شد نیامدی چه دیده ها به خون دل مزین و تو دیده ای مگر به رقص شعله ها، به دیده ها نیامدی؟ گفته بودی می آیم آن زمان که نور در میان ظلمت به غربت نشسته است و پروانه ها به انتظار ،پر گشوده اند زمین غرق در خون گشته و با هزاران پروانه سینه سپر کرده در مقابل ظلم ، ایران کربلایی گشت. سینه ها در غربت وصالت به انتظار نشست و پروانه های منتظر ،غروب های جمعه را به شوق ظهورت یک به یک می شمردند و چشمانشان به باران فراق تو عهد تجربه بست و سوختند و پر کشیدند و چه زیبا و یکصدا خوانده بودند:« و انّ رجعتکم حقّ لا ریبَ فیها» چگونه از غربت تو بنویسم که تو حاضری و من بر غیبت کبرای خویش نشسته ام ، نشسته و بر تیرگی روزگار خویش می نگرم، بر آتشی که به جان دارم و سحری که در راه است. این بار از حضور تو می نویسم: برای ظهور ما دعا کن... نوشته شده در دوشنبه 30 شهريور 1388 ساعت 01:11 توسط باران + | موضوع: کلي | نظرات (0) | ارسال به دوستان |
|